تبليغاتX
شهرام حقیقت دوست
مختار به پايان راه رسيد
 

مختار به پايان راه رسيد
 
 

فيلمبرداري مجموعه تلويزيوني"مختار نامه" اول تير ماه و پس از پنج سال و اندي در احمد آباد مستوفي به اتمام رسيد.

به گزارش روز دوشنبه ايرنا از سيمافيلم، در اين قسمت ها پلان هاي کلي مربوط به شهر کوفه و بخش هايي از جلوه هاي ويژه ميداني شامل قطع شدن پاي اسب و مانند آن ضبط شد و هيچ بازيگري مقابل دوربين نرفت.
اين در حالي است که عليرضا علويان و ايرج شهزادي همزمان با فيلمبرداري شروع به تدوين و صداگذاري آن کرده اند.
اين سريال در بيش از 40 قسمت داستان زندگي و قيام "مختار ابو عبيد بن ثقفي" ملقب به ابواسحاق را در مقاطع مختلف زندگي وي روايت مي‌کند.
او يک علوي دو آتشه است که عشق و ارادت فراواني به خاندان پيامبر دارد. سياستمداري کهنه کار و باهوش و در عين حال جنگاوري بي‌نظير است. مختار سياست را خوب مي‌شناسد.
فرمانده کارداني است و در شجاعت و بي باکي بي‌مثال. شهرت مختار به دليل قيامي است که پس از واقعه عاشورا با هدف خونخواهي شهداي کربلا توسط او شکل مي‌گيرد و با شعار يا لثارات الحسين قيام خود را عليه اشقياي کربلا آغاز مي‌کند؛ قيامي که به قصاص تمامي قاتلان شهداي کربلا و در نهايت تشکيل حکومتي شيعه و عدالت محور منجر مي‌شود.
اين سريال از محصولات «الف ويژه» مرکز سيما فيلم است که فيلمبرداري آن از فروردين 1383 حوالي کاشان آغاز شد و به مدت حدود پنج سال در لوکيشن هاي متعددي در آران و بيدگل،‌ شاهرود، آبادان، شوشتر، ورامين، ‌قزوين، شهرک دفاع مقدس و احمد آباد مستوفي فيلمبرداري شد.
در اين مناطق دکورهاي متعددي ساخته شد تا نمودار مدائن، کوفه، ‌کوشک سفيد،‌ کربلا باشد.
سريال «مختارنامه» سه بخش دارد که در بخش نخست جواني زندگي مختارثقفي و در دو بخش ديگر ميانسالي تا شهادت وي را به تصوير مي‌کشد.
در اين مجموعه عظيم، فريبرز عرب‌نيا، نقش مختار را ايفا کرده است و از ديگر بازيگران اين سريال به ترتيب حروف الفبا مي‌توان به ابراهيم آبادي، داوود آريا، روژان آريامنش، انوشيروان ارجمند، فرهاد اصلاني، محمود اردلان، کريم اکبري مبارکه، عباس اميري، رحمان باقريان، مريم بوباني، اسماعيل پورستار، پرويز پورحسيني، معصومه تقي‌پور، علي جاويدفر، محمود جعفري، بهناز جعفري، صدرالدين حجازي، شهرام حقيقت‌دوست، محمدرضا حق‌گو، الهام حميدي، ميرصلاح حسيني، عليرضا خندان، اسماعيل خلج، حسين خاني‌بيک، مسعود خدا‌بخشيان، ماه‌چهره‌خليلي، آهوخردمند، حبيب دهقان‌نسب، نصرت دستمردي، جعفر دهقان، رضا کيانيان، رضارويگري، داوود رشيدي، بهزاد رحيم‌خاني، امين زندگاني، جواد زيتوني، فريدون ‌سوراني، محمد‌علي سليمان‌تاش، بهرام شاه‌محمدلو، جمشيد شاه‌محمدي، عنايت شفيعي،محمد رضا شريفي نيا ، ولي‌الله شيراندامي، رامونا شاه، محمد صادقي، شهرزاد صفوي، مهرداد ضيائي، مصطفي طاري، ژاله علو، حميدرضا عطايي، احمد علامه‌دهر، شهرام عبدلي، حديث فولادوند، مهدي فخيم‌زاده، تورج‌‌فرامرزيان، محمدفيلي، هوشنگ‌ قوانلو، فريبا کوثري، حسن‌ کاخي، شهره‌‌لرستاني، مظفرمقدم، حسن‌مير‌باقري، حامد ميرباقري،امير مولوي،صالح ميرزاآقايي، حميد مظفري، نسرين مقانلو، احمد نمازي، فرخ نعمتي، عزيز هنرآموز، کاظم هژيرآزاد، محمد يگانه، حسن پورشيرازي، اکبر زنجان‌پور نام برد.
در اين مجموعه بيش از پانصد بازيگر در لوکيشن هاي مختلف مقابل دوربين رفته اند و فريبرز عرب نيا بازيگر نقش مختار ثقفي با دارا بودن هفت گريم مختلف بيشترين تغيير چهره را در اين سريال داشته است.
عوامل پشت صحنه اين سريال نيز عبارت از نويسنده و کارگردان: داوود ميرباقري، تهيه‌کننده: محمود فلاح، نويسندگان اوليه: حسن ميرباقري، محمد بيرانوند، مدير فيلمبرداري: عظيم جوان‌روح، صدابردار و صداگذار: ايرج شهزادي،‌ تدوينگر: مهدي حسيني‌وند، طراح جلوه هاي ويژه چهره‌پردازي: عبدالله اسکندري، طراح چهره پردازي: مسعود ولدبيگي و محقق تاريخ اسلام: حجت‌الاسلام رسول جعفري هستند.
مجموعه مختارنامه در مرکز سيما فيلم توليد شده است.


نمایش‌های تئاتر شهر برای صندلی‌های خالی اجرا می‌شود
آمار تماشاگران تالارهای مختلف تئاتر شهر در هفته گذشته حاکی از آن است که استقبال تماشاگران از نمایش‌های روی صحنه تحت تاثیر رویدادهای سیاسی اخیر کاهش یافته است.

به گزارش خبرنگار مهر، سالن‌های چهارسو، سایه، قشقایی و کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر که میزبان نمایش‌های "مادر مانده"، "عروسی در سایه"، "خانه" و "همه چیز درباره آقای ف" هستند، هفته گذشته با کاهش استقبال مخاطبان مواجه شدند؛ به صورتی که در برخی روزها تعداد تماشاگران برخی نمایش‌ها به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسید.

در آمار ارائه‌شده نمایش "مادر مانده" کار مشترک نیما دهقان و حمیدرضا آذرنگ که از 24 اردیبهشت در تالار 122 نفری چهارسو به صحنه رفته، با 29 اجرا میزبان دو هزار و 585 تماشاگر بوده است. این نمایش با بازی شبنم مقدمی، شهرام حقيقت‌دوست،  رویا میرعلمی،‌ پونه عبدالکریم‌زاده، علیرضا محمدی،‌ آذر خوارزمی و حمیدرضا آذرنگ تا دوم تیرماه به اجرای خود ادامه خواهد داد.


نگاهی به نمایش "مادر مانده" کار نیما دهقان و حمیدرضا آذرنگ

آنها زنده اند و روز به روز بر تلخی و سیاهی شان افزوده می شود. خاطرات رنگ نباخته اند و سایه هر روز تکرار می شوند. این خانه کجاست؟ جواب چندان روشن نیست، شاید در ذهن آدم هاست.
این نمایش از هر چیز بر پایه داستان استوار است و نویسنده تلاش می کند، گذشته ای را در پی گفتگوها و جابه جایی های زمان به تصویر بکشد. در واقع قصه ای خطی است که در طی شکل گیری طرح نمایش با جابه جا شدن قطعات مختلف آن به شکلی مبهم درآمده است و البته نویسنده برای این کار دلیل هم دارد، آن هم زاویه دید روایت گر داستان است . در طول نمایش شاهد ماجرای تکرار شونده ذهنی هستیم که بارها آن را از نظر گذرانده است ذهن یا اذهان، مثال های شخصی درباره دیگر شخصیت نیز وجود دارد که در حوصله این مطلب نمی گنجد.
نکته دیگر اینکه کشمکش و ستیزه درونی نمایش به دلیل داشتن عنصر ملودرام م برنده و آشکار نیست . در واقع کشمکش از نوع گذشته است و در ذهن اتفاق می افتد. درگیری میان شخصیت ها نیز به دلیل دخیل شدن بیش از اندازه عامل احساس (که البته جزیی جدایی ناپذیر از تعریف زیر شاخه ملودرام است) در برخی لحظات سطحی جلوه می کند و از پشتوانه شخصیت پردازی و گذشته مناسب نیز برخوردار نیست.
ریتم نگارش دیالوگ ها تغییر می کند. این امر زاییده طرح نمایش است. لحظاتی در خیال هستیم و لحظاتی دیگر، چیزی را از گذشته به یادمی آوریم و سبب این نوسان ریتم، ریتم درونی نمایش را تنظیم می کند. نویسنده دیالوگ های زیبایی را حتی تا مرز شعر برای برخی لحظه ها نوشته است اما تمامی دیالوگ های نمایش از یکدستی و همرنگی برخوردار نیستند و هر از گاه باعث از میان رفتن فضاسازی نمایش می شوند. جنس و شیوه گویش هر فرد به روش خاصی با توجه به شخصیت او تنظیم شده اما پس زمینه کمرنگ شخصیت پردازی، موجب بی پشتوانه شدن آن نیز می شود. به هر حال در فضایی که ساخته شده است، آدم ها و حرف هایشان تا حد زیادی برای تماشاگر ایرانی ملموس جلوه می کند.
یکی از عناصر مهم این فضای ، دکور نمایش است. فضای سفید، رویاگونه، رمز و راز آینده و در عین حال، غمگین نمایش، دگمه احساس تماشاگر را هدف می گیرد آن را می فشارد. پرده های سفیدی که نقش سازنده فضا و به وجود آورنده نوع خاصی از بافت و حس را دارند به خوبی عمل می کنند و سر نخی را برای انتهای داستان در اختیار تماشاگر می گذارند. اما حضور نیمکت های سفید در این فضا، کمی نامانوس به نظر می رسد. شاید مبلمانی که با پارچه سفید پوشیده شده است، راهکار مناسب تری برای این صحنه بود اما به هر حال نیمکت ها به راحتی روی صحنه جا به جا می شوند و مکان های مختلفی را بازسازی می کنند. مهمترین بخش طراحی صحنه این نمایش به تفکر کارگردانی برای اجرای صحنه های حل شدن خاطرات در یکدیگر ، تعلق دارد. حرکت کردن پرده ای سفید از گوشه ای به گوشه دیگر و ظاهر غیب شدن شخصیت یا وسایلی در میان صحنه، نکته ای ظریف است که با فضای کلی داستان و نمایش هم خوانی دارد و ابهام و راز آمیزی احساسی نمایش را دو چندان می کند. این حرکت که بی شباهت به وایپ های سینمایی نیست، در دنیای کم امکان تئاتر ایران به این نمایش جان می بخشد و صحنه های ماوراء طبیعی آن را حقیقت صحنه ای می دهد.
نکته منفی این بخش نمایش در نحوه اجرای این تکنیک نهفته است. اول این که تکنیک برای تماشاگرانی که در گوشه های سالن نشسته اند، کارکرد مناسبی ندارد و دوم، سراسیمه، تا حدودی ناهماهنگ و همراه با سرو صدای آن، تمرکز تماشاگر و اجرا را بر هم می زند البته این نقایص را تا حدود زیادی می توان به کمبود امکانات و بودجه و ... مربوط دانست.
طرح نمایش و کلیت آن به خصوص در پایان بیننده را به یاد فیلم "دیگران" می اندازد. اما این به آن معنی نیست که نویسنده داستانی جدید را ارایه نکرده است. داستان به موضوعی خانوادگی و اخلاقی می پردازد و پند می دهد و تماشاگر را از آینده شخصیت ها آگاه می سازد. اما در بستر این اخلاق گرایی و سعی در ایجاد سرگرمی به موضوعی اشاره می کند که بیشتر در دهه 60 خو در فیلم ها و سریال های ایرانی به آن اشاره می شده است. از میان رفتن خانواده، نابود شدن خانه پدری و تبعید سالخوردگان به خانه سالمندان از موضوعاتی هستند که با اعتقاد من امروزه کارکرد 20 سال پیش را ندارند و داستانک های مربوط به آن، ریتم کلی نمایش و ضربه نهایی را تا حدودی بامشکل مواجه می سازند.
موسیقی نمایش با فضاسازی کلی آن و حال و هوای متن، همراه است . آواسازی و استفاده از انعکاس در صداها و تکرار در نت ها و حس ها آن را با درونمایه نمایش نزدیک می کند. صحنه های ماوراء طبیعی نمایش با این موسیقی تکمیل می شوند و حتی برخی کمبودها در ارایه بازی ها نیز پوشش داده می شود اما موسیقی تقریبا در تمامی لحظات شنیده می شود و به صورتی همان هایی که نمایش به فشردن دگمه احساس تماشاگر بیشتر نزدیک می شود، هجوم موسیقی روی صحنه ها به خوبی احساس می شود و همین امر باعث می شود این صحنه ها بیشتر به سریال های قدیمی دهه 60 نزدیک شوند و فرصت سکوت و تکرار را از تماشاگر بگیرند.
این نمایش، داستانگوست و از این رو با تماشاگر ایرانی راحت تر ارتباط برقرار می سازد، ایده ها و تصاویر زیبایی که در نمایش دیده می شوند، حاصل ذهن خلاق جوانانی است که آن را ساخته اند و فضای جامعه خویش را به خوبی می شناسند. بازنگری در بخش دویی از متن نمایش و کارگردانی و هم چنین پرهیز از طنزی که به فضای نمایش لطمه می زند، می تواند در هر چه بهتر شدن این اثر، موثر باشد. حرف آخر این که : تصویر انتهای نمایش زیباست.
تعاریف ژانرهای مطرح شده در این نوشته با تعاریف مقاله "گونه شناسی در تئاتر" ترجمه و تالیف شهود محسنیان مجله نمایش شماره 92-91-90-1386 مطابق است. این تعاریف قطعی نیستند.

 

 

|+| نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388 ساعت توسط پریا |