تبليغاتX
شهرام حقیقت دوست
به اولین وبلاگ هواداران شهرام حقیقت دوست خوش آمدید
عکس های موش
 

سلام به همه ی دوستان خوبم

امیدوارم حالتون خوب باشه .این هفته عکسهای موش رو گذاشتم

امیدوارم خوشتون بیاد

چون عکسا تعدادشون زیاد بود همشونو نتونستم بزارم اگه دوست داشتین بهم اطلاع بدین که تو آپ های بعدی بقیه عکس هارو براتون بزارم

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

 

یا علی

 


نوشته شده توسط پریا : دوشنبه 29 تیر1388 : ساعت

مختارنامه اواخر امسال پخش مي شود
 

 

مختارنامه اواخر امسال پخش مي شود
 
1

تهيه کننده مجموعه "مختارنامه" با توجه به گستردگي کار، از پخش اين مجموعه در اواخر امسال خبر داد.
"محمود فلاح" روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگي ايرنا، اظهار داشت: با توجه به اينکه براي پخش اين گونه پروژه هاي عظيم بايد حداقل 20 قسمت آن آماده نمايش باشد، اين سريال قطعا براي مهر ماه امسال آماده نخواهد شد.
پيش از اين براساس رايزني هاي انجام شده، قرار بود "مختارنامه" مهر ماه امسال از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شود.
وي، درخصوص اضافه شدن قسمت هاي اين مجموعه پس از مونتاژ گفت: احتمالا از 40 قسمت بيشتر خواهد شد ولي تعداد هنوز مشخص نيست و اين بستگي به نظر کارگردان در مونتاژ کار دارد.
فلاح، افزود: هم اکنون "عليرضا علويان" تدوين را زيرنظر کارگردان "داوود ميرباقري" انجام مي دهد، با اين حال تدوين نهايي که روتوش اصلي با کارگردان باشد هنوز انجام نشده است.
به گفته اين تهيه کننده، ايرج شهزادي صداگذاري را همزمان با تدوين انجام مي دهد.
وي، در مورد آهنگساز اين مجموعه تلويزيوني، اظهار داشت: هنوز با فرد خاصي براي ساخت موسيقي "مختارنامه" به مرحله قرارداد نرسيده ايم.
فريبرز عرب نيا در نقش مختار ثقفي همراه با رضا رويگري، عنايت شفيعي، مهدي فخيم زاده، فرهاد اصلاني، فريبا کوثري، نسرين مقانلو، امين زندگاني، رضا کيانيان، ‌محمدرضا شريفي نيا، جعفر دهقان، ‌آهو خرمند، ‌ويشگاه آسايش،‌ ماه چهره خليلي، ‌زنده ياد پروين سليماني، ‌پرويز پورحسيني، ‌عباس اميري، ‌مريم بوباني، ‌شهره لرستاني، ‌محمد فيلي، ‌محمد صادقي، بهناز جعفري و‌ شهرام حقيقت دوست در اين مجموعه ايفاي نقش مي کنند.
اين سريال در بيش از 40 قسمت داستان زندگي و قيام "مختار ابو عبيد ثقفي" ملقب به ابو اسحاق را در مقاطع مختلف زندگي وي روايت مي‌کند. او يک علوي دوآتشه است که عشق و ارادت فراواني به خاندان پيامبر دارد. سياستمداري کهنه کار و باهوش و در عين حال جنگاوري بي‌نظير است. مختار سياست را خوب مي‌شناسد. فرمانده کارداني است و در شجاعت و بي باکي بي‌مثال. شهرت مختار به دليل قيامي است که پس از واقعه عاشورا با هدف خونخواهي شهداي کربلا توسط او شکل مي‌گيرد و به پيروزي مي‌رسد. زماني که مردم کوفه از امام حسين (ع) براي آمدن به اين شهر دعوت مي‌کنند، او و قبيله‌اش نيز به طرفداري از امام حرکت خود را آغاز مي‌کنند اما مختار توسط عبيدالله بن زياد دستگير و روانه زندان مي‌شود. او در روز عاشورا در زندان است. توطئه بني‌اميه براي قتل او به نتيجه نمي‌رسد و در نهايت بعد از آزادي، با شعار يا لثارات الحسين قيام خود را عليه اشقياي کربلا آغاز مي‌کند؛ قيامي که به قصاص تمامي قاتلان شهداي کربلا و در نهايت تشکيل حکومتي شيعه و عدالت محور منجر مي‌شود.
 
 

نوشته شده توسط پریا : دوشنبه 22 تیر1388 : ساعت

"پشت در خبری نیست"
 

هاشمی به زودی جلوی دوربین "پشت در خبری نیست" می‌رود

تصویربرداری فیلم تلویزیونی "پشت در خبری نیست" به کارگردانی شبنم عرفی‌نژاد و بازی مهدی هاشمی دو هفته دیگر آغاز می‌شود.

شبنم عرفی‌نژاد در این باره به خبرنگار مهر گفت: تا دو هفته دیگر تصویربرداری این فیلم با بازی مهدی هاشمی شروع می‌شود. تمام لوکیشن‌های این پروژه در تهران است.

این فیلم به تهیه‌کنندگی کیانوش عیاری و سفارش مرکز سیمافیلم تهیه می‌شود و رویا نونهالی، کتایون امیرابراهیمی، لیلا اوتادی، شهرام حقیقت‌دوست، حسن موذنی، صالح میرزاآقایی، سوسن پرور، مهدی فریمان و وحید ملکی دیگر بازیگران این پروژه هستند.

"پشت در خبری نیست" نخستین تجربه عرفی‌نژاد در عرصه کارگردانی است و بر مبنای فیلمنامه مهدی ایوبی ساخته می‌شود. این فیلم روایتگر سرقت دو دوست است که فرجام ناخوشایندی برایشان رقم می‌زند.

دیگر عوامل این پروژه عبارتند از آرش خلاق‌دوست مدیر تصویربرداری، سلمان وکیلی دستیار اول کارگردان، یاسمین ریزان منشی صحنه، بهزاد رحمانی مدیر تولید، محسن پناهی طراح صحنه، مهسا عظیمی طراح لباس، سالومه اسکندری طراح گریم و سعید صالحی صدابردار.

 


نوشته شده توسط پریا : سه شنبه 16 تیر1388 : ساعت

اهل قبور,حديث نفس انسان هاي آشنا
 
 
نمايش "اهل قبور"؛ حديث نفس انسان هاي آشنا
 
نمايش "اهل قبور" نوشته و کارگرداني "حسين کياني" به عنوان يک تئاترين مولف، به زندگي افراد حاشيه اي که به گفته او امروزي و آشنا هستند، مي پرازد.
 
در خانه اي کهنه در يکي از شهرهاي حاشيه اي لب مرز، خانواده اي زندگي مي کند که مردان آن بايد براساس يک معاهده کاري براي پيمانکار 20 هزار قبر بکنند.
"طوطي" دختر خانه پرورده اي که کاري جز ببر و بيار و بشور و بروب و بپز و ... ندارد تنها همدم "بي بي خاقان" مادر بزرگ خانواده است که گذر زمان گرد فراموشي بر ذهن و خاطرش نشانده و کاري جز سفت کردن پيچ و مهره هاي بطالت که نشاني از يک نقص رواني است، ندارد.
اما شمارش معکوس پايان تراژيک جماعت گورکن با ورود "لطيف خارشتر" خشن و چهره پوشيده به داستان، براي گرفتن طلب طلبکاران، آغاز مي شود.
لطيف خارشتر ،سخت و محکم در پي گرفتن طلب 57 ميليون و خورده اي است و تمامي مردان خانواده را بند پيچ مي کند اما اين "معمار هاني" است که پيشنهاد معامله اي را به او مي دهد، معامله اي که لطيف خارشتر را از تصميم خود باز مي دارد؛ ازدواج با طوطي در عوض بخشش طلب ها.
"بي بي خاقان" که طاقت دوري از طوطي را ندارد در فراغ طوطي دق مرگ مي شود و مي ميرد و بقيه نيز در پي او خود را بدست خويش فنا مي کنند و مرگي خودخواسته(خودکشي) را به استقبال مي نشينند.
حسين کياني در اين نمايش حديث نفس انسان هاي امروزي را روايت مي کند، انسان هايي که ابر و باد و مه خورشيد و فلک دست به دست هم داده اند تا در گوري که قرار است آنان به عنوان خانه آخرت ديگران حفر کنند، خود در آن جاي گيرند.
جماعتي که قبل از اينکه به حساب خود برسند، کارنامه اعمال ديگران را در جيب و يا زير فرش پوسيده خود دارند.
جماعتي که در دسته دوم يعني گورکناني که گور خود را مي کنند، نه دسته اي که براي ديگران گور مي کنند، قرار دارند.
افرادي که پيش از اينکه مزد زحمت خود را بگيرند، بدهکار طلبکاراني اند که نه به قصد گرفتن بدهي بلکه به قصد گرفتن جان آنها با دشنه وارد مي شوند.
"اهل قبور" کاريست از گروه نمايشي "چريکه و ورويک" و حسين کياني با هوشمندي تمام ضمن بهره بردن از تمام ظرفيت هاي نمايشي، مخاطب را تا پايان اثر بلند خود(دو ساعت و 10 ) همراه مي کند.
"منوچهر شجاع" دکوري فوق العاده را براي نمايش "اهل قبور" طراحي کرده است.
خانه طراحي شده براي اين خانواده و وسايل استفاده شده در آن سمپاتي عجيبي با شحصيت هاي داستان در ذهن مخاطب ايجاد مي کند و فضاي تلخ داستان را به بهترين شکل نمايان مي سازد.
"فريده سپاه منصور" هنرمند پيشکسوت عرصه هنرهاي نمايشي در نمايش "اهل قبور" نقش "بي بي خاقان" را بازي مي کند و "رويا مير علمي" نيز بازي جاافتاده اي از نقش طوطي ارائه مي دهد.
به مدد هنرنمايي اين دو هنرمند، کشش و وابستگي و نيز ارتباط عاطفي ميان "بي بي خاقان" و "طوطي" به بهترين نحو ممکن قابل باور شده است.
"سيامک صفري" نيز مانند هميشه حضوري قدرتمند در صحنه دارد. وي در "اهل قبور" نقش "معمار هاني" را بازي مي کند، که پس از "بي بي خاقان"، بزرگ خانه محسوب مي شود.
آدمي که زواياي شخصيتي پنهاني دارد و مسلم (شهرام حقيقت دوست) يکي از فرزندان او تنها کسي است که با آگاهي از اين زوايا، دستوارت او را بر نمي تابد.
"حميدرضا آذرنگ" در اين نمايش بازي خيره کننده اي ارائه داده و توانسته خود را در قالب يک پديده معرفي نمايد.
وي نقش "وليشاه" برادر کوچک معمار هاني و همسر سمرقند(الهام پاوه نژاد) را بازي مي کند.
وليشاه فردي ساده، بيسواد و بي طبقه است که فقط قبر حفر کردن را بلد است و در مرافعه با سمرقند با تمام جسارت خود، زود جا مي زند.
وليشاه در کودکي طعم بي پدري را چشيده و تنها تکيه گاه خود را معمار هاني مي داند و حتي شب ها نيز در کنار او بسان کودکي مي خوابد.
ناگفته نماند که حميدرضا آذرنگ با خلق وليشاه چه از نظر گفتاري و چه از نظر تيپ مخاطبان را به ياد يکي از تيپيک ترين نقش هاي ماندگار(مش قاسم) يکي از مجموعه هاي تلويزيوني سال هاي دور مي اندازد.
از بازي درخشان "اميررضا دلاوري" در نقش صفدر، "مهدي پاکدل" در نقش لطيف خارشتر، "عليرضا محمدي" در نقش آيت، نيز نبايد در نمايش "اهل قبور" غافل شد.
استفاده از طنز موقعيت و کلامي بصورت توامان و جدا جدا نيز يکي ديگر از نقاط قوت نمايش "اهل قبور" است.
به عنوان نمونه، صحنه درگيري ميان صفدر و آيت که با ميانجي گري وليشاه و پرتاب شدن وي به سمت زمين و نيز گفتن اين عبارت از او که "ديسکم در رفت"، را بايد يکي از صحنه هاي سرشار از کمدي نمايش "اهل قبور" عنوان کرد.
استفاده از طنز کلامي نظير "تو هيچ نگو تا من هم هيچي نگم تا جفتمون هيچي نگيم" ، "سر تونن مي زنن اونجاييد، تهتون مي زنن اونجاييد، سر و تهتون مي زنن اونجاييد" يا "لطيف شارختر" که از زبان بازيگران نمايش ارائه مي شود، نيز فضاي شادي را براي مخاطب پديد مي آورد.
موسيقي نمايش "اهل قبور" انتخابي است و حسين کياني از نواهاي محلي ( اغلب لري) در اين اثر بهره برده، و نيز سه تاري که توسط اميررضا دلاوري در برخي صحنه ها نواخته مي شود، سوز پنهان نمايش را بيش از بيش آشکار مي کند.
نمايش اهل قبور، پس از "بازي خانه"، خيشخانه"، "پنهان خانه پنج در"، "واقعه در مجلس سودابه خواني"، "رژيستورها را نمي ميرند"، "مضحکه شبيه قتل"، "تياتر اجباري"، "تکيه ملت"، "همسايه آقا" و "بيداري خانه نسوان"، دهمين اثر نمايشي حسين کياني محسوب مي شود.
 
 
 
 
 
 
 
 

نوشته شده توسط پریا : شنبه 13 تیر1388 : ساعت

"اهل قبور" جانشين "مادر مانده"
 

نمايش "اهل قبور" نوشته و کارگرداني "حسين کياني" يکشنبه 7/04/88  جانشين نمايش «مادر مانده» کار مشترک "نيما دهقان" و "حميدرضا آذرنگ" در تالار چهارسو مي شود
"
اهل قبور" داستاني معاصر دارد و زندگي افراد طبقه متوسط و مشکلات آنها را روايت مي کند.
"
فريده سپاه منصور"، "الهام پاوه نژاد"، "رويا ميرعلمي"، "سيامک صفري"، "حميدرضا آذرنگ"، "شهرام حقيقت دوست"، "امير دلاوري"، "عليرضا محمدي" و "مهدي پاکدل" از جمله بازيگران "اهل قبور" هستند.

 

ساعت اجرا :19:30

زمان اجرا : 7 تیر 88 – 3 مرداد 88

 

 


نوشته شده توسط پریا : یکشنبه 7 تیر1388 : ساعت

مختار به پايان راه رسيد
 

مختار به پايان راه رسيد
 
 

فيلمبرداري مجموعه تلويزيوني"مختار نامه" اول تير ماه و پس از پنج سال و اندي در احمد آباد مستوفي به اتمام رسيد.

به گزارش روز دوشنبه ايرنا از سيمافيلم، در اين قسمت ها پلان هاي کلي مربوط به شهر کوفه و بخش هايي از جلوه هاي ويژه ميداني شامل قطع شدن پاي اسب و مانند آن ضبط شد و هيچ بازيگري مقابل دوربين نرفت.
اين در حالي است که عليرضا علويان و ايرج شهزادي همزمان با فيلمبرداري شروع به تدوين و صداگذاري آن کرده اند.
اين سريال در بيش از 40 قسمت داستان زندگي و قيام "مختار ابو عبيد بن ثقفي" ملقب به ابواسحاق را در مقاطع مختلف زندگي وي روايت مي‌کند.
او يک علوي دو آتشه است که عشق و ارادت فراواني به خاندان پيامبر دارد. سياستمداري کهنه کار و باهوش و در عين حال جنگاوري بي‌نظير است. مختار سياست را خوب مي‌شناسد.
فرمانده کارداني است و در شجاعت و بي باکي بي‌مثال. شهرت مختار به دليل قيامي است که پس از واقعه عاشورا با هدف خونخواهي شهداي کربلا توسط او شکل مي‌گيرد و با شعار يا لثارات الحسين قيام خود را عليه اشقياي کربلا آغاز مي‌کند؛ قيامي که به قصاص تمامي قاتلان شهداي کربلا و در نهايت تشکيل حکومتي شيعه و عدالت محور منجر مي‌شود.
اين سريال از محصولات «الف ويژه» مرکز سيما فيلم است که فيلمبرداري آن از فروردين 1383 حوالي کاشان آغاز شد و به مدت حدود پنج سال در لوکيشن هاي متعددي در آران و بيدگل،‌ شاهرود، آبادان، شوشتر، ورامين، ‌قزوين، شهرک دفاع مقدس و احمد آباد مستوفي فيلمبرداري شد.
در اين مناطق دکورهاي متعددي ساخته شد تا نمودار مدائن، کوفه، ‌کوشک سفيد،‌ کربلا باشد.
سريال «مختارنامه» سه بخش دارد که در بخش نخست جواني زندگي مختارثقفي و در دو بخش ديگر ميانسالي تا شهادت وي را به تصوير مي‌کشد.
در اين مجموعه عظيم، فريبرز عرب‌نيا، نقش مختار را ايفا کرده است و از ديگر بازيگران اين سريال به ترتيب حروف الفبا مي‌توان به ابراهيم آبادي، داوود آريا، روژان آريامنش، انوشيروان ارجمند، فرهاد اصلاني، محمود اردلان، کريم اکبري مبارکه، عباس اميري، رحمان باقريان، مريم بوباني، اسماعيل پورستار، پرويز پورحسيني، معصومه تقي‌پور، علي جاويدفر، محمود جعفري، بهناز جعفري، صدرالدين حجازي، شهرام حقيقت‌دوست، محمدرضا حق‌گو، الهام حميدي، ميرصلاح حسيني، عليرضا خندان، اسماعيل خلج، حسين خاني‌بيک، مسعود خدا‌بخشيان، ماه‌چهره‌خليلي، آهوخردمند، حبيب دهقان‌نسب، نصرت دستمردي، جعفر دهقان، رضا کيانيان، رضارويگري، داوود رشيدي، بهزاد رحيم‌خاني، امين زندگاني، جواد زيتوني، فريدون ‌سوراني، محمد‌علي سليمان‌تاش، بهرام شاه‌محمدلو، جمشيد شاه‌محمدي، عنايت شفيعي،محمد رضا شريفي نيا ، ولي‌الله شيراندامي، رامونا شاه، محمد صادقي، شهرزاد صفوي، مهرداد ضيائي، مصطفي طاري، ژاله علو، حميدرضا عطايي، احمد علامه‌دهر، شهرام عبدلي، حديث فولادوند، مهدي فخيم‌زاده، تورج‌‌فرامرزيان، محمدفيلي، هوشنگ‌ قوانلو، فريبا کوثري، حسن‌ کاخي، شهره‌‌لرستاني، مظفرمقدم، حسن‌مير‌باقري، حامد ميرباقري،امير مولوي،صالح ميرزاآقايي، حميد مظفري، نسرين مقانلو، احمد نمازي، فرخ نعمتي، عزيز هنرآموز، کاظم هژيرآزاد، محمد يگانه، حسن پورشيرازي، اکبر زنجان‌پور نام برد.
در اين مجموعه بيش از پانصد بازيگر در لوکيشن هاي مختلف مقابل دوربين رفته اند و فريبرز عرب نيا بازيگر نقش مختار ثقفي با دارا بودن هفت گريم مختلف بيشترين تغيير چهره را در اين سريال داشته است.
عوامل پشت صحنه اين سريال نيز عبارت از نويسنده و کارگردان: داوود ميرباقري، تهيه‌کننده: محمود فلاح، نويسندگان اوليه: حسن ميرباقري، محمد بيرانوند، مدير فيلمبرداري: عظيم جوان‌روح، صدابردار و صداگذار: ايرج شهزادي،‌ تدوينگر: مهدي حسيني‌وند، طراح جلوه هاي ويژه چهره‌پردازي: عبدالله اسکندري، طراح چهره پردازي: مسعود ولدبيگي و محقق تاريخ اسلام: حجت‌الاسلام رسول جعفري هستند.
مجموعه مختارنامه در مرکز سيما فيلم توليد شده است.


نمایش‌های تئاتر شهر برای صندلی‌های خالی اجرا می‌شود
آمار تماشاگران تالارهای مختلف تئاتر شهر در هفته گذشته حاکی از آن است که استقبال تماشاگران از نمایش‌های روی صحنه تحت تاثیر رویدادهای سیاسی اخیر کاهش یافته است.

به گزارش خبرنگار مهر، سالن‌های چهارسو، سایه، قشقایی و کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر که میزبان نمایش‌های "مادر مانده"، "عروسی در سایه"، "خانه" و "همه چیز درباره آقای ف" هستند، هفته گذشته با کاهش استقبال مخاطبان مواجه شدند؛ به صورتی که در برخی روزها تعداد تماشاگران برخی نمایش‌ها به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسید.

در آمار ارائه‌شده نمایش "مادر مانده" کار مشترک نیما دهقان و حمیدرضا آذرنگ که از 24 اردیبهشت در تالار 122 نفری چهارسو به صحنه رفته، با 29 اجرا میزبان دو هزار و 585 تماشاگر بوده است. این نمایش با بازی شبنم مقدمی، شهرام حقيقت‌دوست،  رویا میرعلمی،‌ پونه عبدالکریم‌زاده، علیرضا محمدی،‌ آذر خوارزمی و حمیدرضا آذرنگ تا دوم تیرماه به اجرای خود ادامه خواهد داد.


نگاهی به نمایش "مادر مانده" کار نیما دهقان و حمیدرضا آذرنگ

آنها زنده اند و روز به روز بر تلخی و سیاهی شان افزوده می شود. خاطرات رنگ نباخته اند و سایه هر روز تکرار می شوند. این خانه کجاست؟ جواب چندان روشن نیست، شاید در ذهن آدم هاست.
این نمایش از هر چیز بر پایه داستان استوار است و نویسنده تلاش می کند، گذشته ای را در پی گفتگوها و جابه جایی های زمان به تصویر بکشد. در واقع قصه ای خطی است که در طی شکل گیری طرح نمایش با جابه جا شدن قطعات مختلف آن به شکلی مبهم درآمده است و البته نویسنده برای این کار دلیل هم دارد، آن هم زاویه دید روایت گر داستان است . در طول نمایش شاهد ماجرای تکرار شونده ذهنی هستیم که بارها آن را از نظر گذرانده است ذهن یا اذهان، مثال های شخصی درباره دیگر شخصیت نیز وجود دارد که در حوصله این مطلب نمی گنجد.
نکته دیگر اینکه کشمکش و ستیزه درونی نمایش به دلیل داشتن عنصر ملودرام م برنده و آشکار نیست . در واقع کشمکش از نوع گذشته است و در ذهن اتفاق می افتد. درگیری میان شخصیت ها نیز به دلیل دخیل شدن بیش از اندازه عامل احساس (که البته جزیی جدایی ناپذیر از تعریف زیر شاخه ملودرام است) در برخی لحظات سطحی جلوه می کند و از پشتوانه شخصیت پردازی و گذشته مناسب نیز برخوردار نیست.
ریتم نگارش دیالوگ ها تغییر می کند. این امر زاییده طرح نمایش است. لحظاتی در خیال هستیم و لحظاتی دیگر، چیزی را از گذشته به یادمی آوریم و سبب این نوسان ریتم، ریتم درونی نمایش را تنظیم می کند. نویسنده دیالوگ های زیبایی را حتی تا مرز شعر برای برخی لحظه ها نوشته است اما تمامی دیالوگ های نمایش از یکدستی و همرنگی برخوردار نیستند و هر از گاه باعث از میان رفتن فضاسازی نمایش می شوند. جنس و شیوه گویش هر فرد به روش خاصی با توجه به شخصیت او تنظیم شده اما پس زمینه کمرنگ شخصیت پردازی، موجب بی پشتوانه شدن آن نیز می شود. به هر حال در فضایی که ساخته شده است، آدم ها و حرف هایشان تا حد زیادی برای تماشاگر ایرانی ملموس جلوه می کند.
یکی از عناصر مهم این فضای ، دکور نمایش است. فضای سفید، رویاگونه، رمز و راز آینده و در عین حال، غمگین نمایش، دگمه احساس تماشاگر را هدف می گیرد آن را می فشارد. پرده های سفیدی که نقش سازنده فضا و به وجود آورنده نوع خاصی از بافت و حس را دارند به خوبی عمل می کنند و سر نخی را برای انتهای داستان در اختیار تماشاگر می گذارند. اما حضور نیمکت های سفید در این فضا، کمی نامانوس به نظر می رسد. شاید مبلمانی که با پارچه سفید پوشیده شده است، راهکار مناسب تری برای این صحنه بود اما به هر حال نیمکت ها به راحتی روی صحنه جا به جا می شوند و مکان های مختلفی را بازسازی می کنند. مهمترین بخش طراحی صحنه این نمایش به تفکر کارگردانی برای اجرای صحنه های حل شدن خاطرات در یکدیگر ، تعلق دارد. حرکت کردن پرده ای سفید از گوشه ای به گوشه دیگر و ظاهر غیب شدن شخصیت یا وسایلی در میان صحنه، نکته ای ظریف است که با فضای کلی داستان و نمایش هم خوانی دارد و ابهام و راز آمیزی احساسی نمایش را دو چندان می کند. این حرکت که بی شباهت به وایپ های سینمایی نیست، در دنیای کم امکان تئاتر ایران به این نمایش جان می بخشد و صحنه های ماوراء طبیعی آن را حقیقت صحنه ای می دهد.
نکته منفی این بخش نمایش در نحوه اجرای این تکنیک نهفته است. اول این که تکنیک برای تماشاگرانی که در گوشه های سالن نشسته اند، کارکرد مناسبی ندارد و دوم، سراسیمه، تا حدودی ناهماهنگ و همراه با سرو صدای آن، تمرکز تماشاگر و اجرا را بر هم می زند البته این نقایص را تا حدود زیادی می توان به کمبود امکانات و بودجه و ... مربوط دانست.
طرح نمایش و کلیت آن به خصوص در پایان بیننده را به یاد فیلم "دیگران" می اندازد. اما این به آن معنی نیست که نویسنده داستانی جدید را ارایه نکرده است. داستان به موضوعی خانوادگی و اخلاقی می پردازد و پند می دهد و تماشاگر را از آینده شخصیت ها آگاه می سازد. اما در بستر این اخلاق گرایی و سعی در ایجاد سرگرمی به موضوعی اشاره می کند که بیشتر در دهه 60 خو در فیلم ها و سریال های ایرانی به آن اشاره می شده است. از میان رفتن خانواده، نابود شدن خانه پدری و تبعید سالخوردگان به خانه سالمندان از موضوعاتی هستند که با اعتقاد من امروزه کارکرد 20 سال پیش را ندارند و داستانک های مربوط به آن، ریتم کلی نمایش و ضربه نهایی را تا حدودی بامشکل مواجه می سازند.
موسیقی نمایش با فضاسازی کلی آن و حال و هوای متن، همراه است . آواسازی و استفاده از انعکاس در صداها و تکرار در نت ها و حس ها آن را با درونمایه نمایش نزدیک می کند. صحنه های ماوراء طبیعی نمایش با این موسیقی تکمیل می شوند و حتی برخی کمبودها در ارایه بازی ها نیز پوشش داده می شود اما موسیقی تقریبا در تمامی لحظات شنیده می شود و به صورتی همان هایی که نمایش به فشردن دگمه احساس تماشاگر بیشتر نزدیک می شود، هجوم موسیقی روی صحنه ها به خوبی احساس می شود و همین امر باعث می شود این صحنه ها بیشتر به سریال های قدیمی دهه 60 نزدیک شوند و فرصت سکوت و تکرار را از تماشاگر بگیرند.
این نمایش، داستانگوست و از این رو با تماشاگر ایرانی راحت تر ارتباط برقرار می سازد، ایده ها و تصاویر زیبایی که در نمایش دیده می شوند، حاصل ذهن خلاق جوانانی است که آن را ساخته اند و فضای جامعه خویش را به خوبی می شناسند. بازنگری در بخش دویی از متن نمایش و کارگردانی و هم چنین پرهیز از طنزی که به فضای نمایش لطمه می زند، می تواند در هر چه بهتر شدن این اثر، موثر باشد. حرف آخر این که : تصویر انتهای نمایش زیباست.
تعاریف ژانرهای مطرح شده در این نوشته با تعاریف مقاله "گونه شناسی در تئاتر" ترجمه و تالیف شهود محسنیان مجله نمایش شماره 92-91-90-1386 مطابق است. این تعاریف قطعی نیستند.

 

 


نوشته شده توسط پریا : سه شنبه 2 تیر1388 : ساعت