نمايش "اهل قبور" نوشته و کارگرداني "حسين کياني" به عنوان يک تئاترين مولف، به زندگي افراد حاشيه اي که به گفته او امروزي و آشنا هستند، مي پرازد.
|
|
در خانه اي کهنه در يکي از شهرهاي حاشيه اي لب مرز، خانواده اي زندگي مي کند که مردان آن بايد براساس يک معاهده کاري براي پيمانکار 20 هزار قبر بکنند.
"طوطي" دختر خانه پرورده اي که کاري جز ببر و بيار و بشور و بروب و بپز و ... ندارد تنها همدم "بي بي خاقان" مادر بزرگ خانواده است که گذر زمان گرد فراموشي بر ذهن و خاطرش نشانده و کاري جز سفت کردن پيچ و مهره هاي بطالت که نشاني از يک نقص رواني است، ندارد.
اما شمارش معکوس پايان تراژيک جماعت گورکن با ورود "لطيف خارشتر" خشن و چهره پوشيده به داستان، براي گرفتن طلب طلبکاران، آغاز مي شود.
لطيف خارشتر ،سخت و محکم در پي گرفتن طلب 57 ميليون و خورده اي است و تمامي مردان خانواده را بند پيچ مي کند اما اين "معمار هاني" است که پيشنهاد معامله اي را به او مي دهد، معامله اي که لطيف خارشتر را از تصميم خود باز مي دارد؛ ازدواج با طوطي در عوض بخشش طلب ها.
"بي بي خاقان" که طاقت دوري از طوطي را ندارد در فراغ طوطي دق مرگ مي شود و مي ميرد و بقيه نيز در پي او خود را بدست خويش فنا مي کنند و مرگي خودخواسته(خودکشي) را به استقبال مي نشينند.
حسين کياني در اين نمايش حديث نفس انسان هاي امروزي را روايت مي کند، انسان هايي که ابر و باد و مه خورشيد و فلک دست به دست هم داده اند تا در گوري که قرار است آنان به عنوان خانه آخرت ديگران حفر کنند، خود در آن جاي گيرند.
جماعتي که قبل از اينکه به حساب خود برسند، کارنامه اعمال ديگران را در جيب و يا زير فرش پوسيده خود دارند.
جماعتي که در دسته دوم يعني گورکناني که گور خود را مي کنند، نه دسته اي که براي ديگران گور مي کنند، قرار دارند.
افرادي که پيش از اينکه مزد زحمت خود را بگيرند، بدهکار طلبکاراني اند که نه به قصد گرفتن بدهي بلکه به قصد گرفتن جان آنها با دشنه وارد مي شوند.
"اهل قبور" کاريست از گروه نمايشي "چريکه و ورويک" و حسين کياني با هوشمندي تمام ضمن بهره بردن از تمام ظرفيت هاي نمايشي، مخاطب را تا پايان اثر بلند خود(دو ساعت و 10 ) همراه مي کند.
"منوچهر شجاع" دکوري فوق العاده را براي نمايش "اهل قبور" طراحي کرده است.
خانه طراحي شده براي اين خانواده و وسايل استفاده شده در آن سمپاتي عجيبي با شحصيت هاي داستان در ذهن مخاطب ايجاد مي کند و فضاي تلخ داستان را به بهترين شکل نمايان مي سازد.
"فريده سپاه منصور" هنرمند پيشکسوت عرصه هنرهاي نمايشي در نمايش "اهل قبور" نقش "بي بي خاقان" را بازي مي کند و "رويا مير علمي" نيز بازي جاافتاده اي از نقش طوطي ارائه مي دهد.
به مدد هنرنمايي اين دو هنرمند، کشش و وابستگي و نيز ارتباط عاطفي ميان "بي بي خاقان" و "طوطي" به بهترين نحو ممکن قابل باور شده است.
"سيامک صفري" نيز مانند هميشه حضوري قدرتمند در صحنه دارد. وي در "اهل قبور" نقش "معمار هاني" را بازي مي کند، که پس از "بي بي خاقان"، بزرگ خانه محسوب مي شود.
آدمي که زواياي شخصيتي پنهاني دارد و مسلم (شهرام حقيقت دوست) يکي از فرزندان او تنها کسي است که با آگاهي از اين زوايا، دستوارت او را بر نمي تابد.
"حميدرضا آذرنگ" در اين نمايش بازي خيره کننده اي ارائه داده و توانسته خود را در قالب يک پديده معرفي نمايد.
وي نقش "وليشاه" برادر کوچک معمار هاني و همسر سمرقند(الهام پاوه نژاد) را بازي مي کند.
وليشاه فردي ساده، بيسواد و بي طبقه است که فقط قبر حفر کردن را بلد است و در مرافعه با سمرقند با تمام جسارت خود، زود جا مي زند.
وليشاه در کودکي طعم بي پدري را چشيده و تنها تکيه گاه خود را معمار هاني مي داند و حتي شب ها نيز در کنار او بسان کودکي مي خوابد.
ناگفته نماند که حميدرضا آذرنگ با خلق وليشاه چه از نظر گفتاري و چه از نظر تيپ مخاطبان را به ياد يکي از تيپيک ترين نقش هاي ماندگار(مش قاسم) يکي از مجموعه هاي تلويزيوني سال هاي دور مي اندازد.
از بازي درخشان "اميررضا دلاوري" در نقش صفدر، "مهدي پاکدل" در نقش لطيف خارشتر، "عليرضا محمدي" در نقش آيت، نيز نبايد در نمايش "اهل قبور" غافل شد.
استفاده از طنز موقعيت و کلامي بصورت توامان و جدا جدا نيز يکي ديگر از نقاط قوت نمايش "اهل قبور" است.
به عنوان نمونه، صحنه درگيري ميان صفدر و آيت که با ميانجي گري وليشاه و پرتاب شدن وي به سمت زمين و نيز گفتن اين عبارت از او که "ديسکم در رفت"، را بايد يکي از صحنه هاي سرشار از کمدي نمايش "اهل قبور" عنوان کرد.
استفاده از طنز کلامي نظير "تو هيچ نگو تا من هم هيچي نگم تا جفتمون هيچي نگيم" ، "سر تونن مي زنن اونجاييد، تهتون مي زنن اونجاييد، سر و تهتون مي زنن اونجاييد" يا "لطيف شارختر" که از زبان بازيگران نمايش ارائه مي شود، نيز فضاي شادي را براي مخاطب پديد مي آورد.
موسيقي نمايش "اهل قبور" انتخابي است و حسين کياني از نواهاي محلي ( اغلب لري) در اين اثر بهره برده، و نيز سه تاري که توسط اميررضا دلاوري در برخي صحنه ها نواخته مي شود، سوز پنهان نمايش را بيش از بيش آشکار مي کند.
نمايش اهل قبور، پس از "بازي خانه"، خيشخانه"، "پنهان خانه پنج در"، "واقعه در مجلس سودابه خواني"، "رژيستورها را نمي ميرند"، "مضحکه شبيه قتل"، "تياتر اجباري"، "تکيه ملت"، "همسايه آقا" و "بيداري خانه نسوان"، دهمين اثر نمايشي حسين کياني محسوب مي شود.






نمايش "اهل قبور" نوشته و کارگرداني "حسين کياني" يکشنبه 7/04/88 جانشين نمايش «مادر مانده» کار مشترک "نيما دهقان" و "حميدرضا آذرنگ" در تالار چهارسو مي شود
"اهل قبور" داستاني معاصر دارد و زندگي افراد طبقه متوسط و مشکلات آنها را روايت مي کند.
"فريده سپاه منصور"، "الهام پاوه نژاد"، "رويا ميرعلمي"، "سيامک صفري"، "حميدرضا آذرنگ"، "شهرام حقيقت دوست"، "امير دلاوري"، "عليرضا محمدي" و "مهدي پاکدل" از جمله بازيگران "اهل قبور" هستند.
ساعت اجرا :19:30
زمان اجرا : 7 تیر 88 – 3 مرداد 88